نسرین حیاتی
سلام دوست من : در این سایت رازها و مهارتهای اصلی یک زندگی شاد را یاد می گیریم

ده موضوعی که می تواند شما را افسرده کند

ده موضوع که می تواند شما را افسرده کند

این روزها افسردگی به سادگی اتفاق می افتد . اما دستیابی به شادی یک سفر است . در این راه چاله ها و موانع زیاد است . شما ممکن است پیش از شاد شدن افسرده شوید

ده موضوعی که می تواند شما را افسرده کند 

سلام به شما دوستان همراه و مشتاق آموزش برای داشتن یک زندگی موفق و شاد . امیدوارم حال شما عالی باشد. در این نوشته قصد دارم به ده موضوعی بپردازم که می تواند شادی را از شما دور ساخته و شما را به افسرده شدن نزدیک کند.

موضوع اول که می تواند شما را افسرده کند 

تصور غیر واقع بینانه از خویش

گاهی می بینیم دو نفر با وجود اینکه مثلا خواهر یا برادر تنی هستند . از نظر ظاهر و بسیاری خصوصیات شبیه هم هستند اما از نظر شخصیت کاملا متفاوت با یکدیگرند.

مثلا یکی از خواهر ها خودش را یک ابرزن بداند. ابرزنی که توانایی موفقیت در هر کاری را دارد.این زن اعتماد به نفس  بسیار بالایی دارد. خوش بینی بیش از حد دارد  است . توانمندی های خود را زیادی قبول دارد.

در عوض خواهر او ، نگاه منفی به خودش دارد. توانایی هایش را کم اهمیت می داند. درک درستی از خودش ندارد. جالب اینجاست که هیچ کدام از این دو نفر آدم های خوشحالی نیستند.

 

بخشش
بخشش دیگران

خواهر اول همیشه انتظار زیادی از خودش دارد . می خواهد همیشه بی عیب و نقص باشد. او پیوسته تمایل به موفقیت دارد. همیشه هم این موضوع دور از دسترس برای او به نظر میرسد. همین نیز او را خشمگین می کند.

برعکس خواهرش که احساس بی کفایتی می کند. به این دلیل که از موفقیت کافی در زندگی برخوردار نبوده است . زیرا او همیشه خودش را دست کم گرفته است.

نگاهی به این مقاله نیز بیندازید 

نکته ی مهم : به صدای درونی خودتان گوش کنید . محققین معتقدند که “بایدها ” از مسموم ترین کلماتی هستند که افراد روزانه آنها را به کار می برند. باید ها بیانگر انتظار فرد از خودش و بقیه ی افراد است. مثلا :

من نباید این حرف را می زدم

او باید به آنجا می رفت

فلانی باید دهنش را می بست

ما باید این کار را انجام می دادیم.

من واقعا احمقم باید از قبل منظور او را می فهمیدم .

باید ها رفتار افراد را هدایت می کند. باعث می شود آن ها بخواهند بیشتر یا کمتر از توانایی شان و کمتر از آنچه آن ها را شاد می کند ، کار انجام دهند. در نتیجه احساس افسرده بودن کنند.

موضوع دومی  که می تواند شما را افسرده کند 

استحقاق داشتن

برای بسیاری از مردم ریشه ی ناشادی شان  و احساس افسرده شدن شان این است که احساس می کنند که چیزی حق آنهاست . چیزی که با وجود داشتن حق آن ، به آن دست نیافته اند. وقتی پدر و مادری آن احترامی که فکر می کنند سزاوارش هستند از سمت بچه هایشان نمی گیرند ، احساس ناشادی می کنند.

مردان وقتی آن توجهی که از همسرشان می خواهند و آن را حق خود می دانند دریافت نمی کنند ناشاد می شوند. زنها نیز وقتی صمیمیت زیادی از شوهرانشان نمی بینند خود را ناشاد می دانند. احساس افسرده بودن می کنند.

یا حتی کارمندی که افزایش حقوقی که گمان می کند مستحق آن است را نمی گیرد ناشاد می شوند. در مقابل ،کارفرمایان هم وقتی کارگران و کارمندانشان به اندازه ی انتظار آنها تلاشی در کارشان نمی کنند ناشاد می شوند. و احساس افسرده بودن می کنند.

یاد مان باشد یکسری چیزها حق مسلم ما نیست :

  • همسری که همیشه مثل ما فکر کند .
  • فرزندی که همیشه ما را دوست داشته باشد.
  • سلامتی کامل داشتن و عمر طولانی داشتن
  • احترام همیشگی دیگران
  • کالای ارزان
  • ماشینی که هیچ وقت خراب نشود

اگر گمان کنید که مستحق داشتن این ها و خیلی بیشتر از این ها را دارید ، باید منتظر افسرده شدن و ناشاد بودن باشید.

نکته : زندگی را به عنوان مجموعه ای از داد وستد های بی پایان در نظر بگیرید. بکوشید تا احترامی را که می خواهید به دست بیاورید. به جای اینکه آن را از دیگران طلب کنید. برای ترفیع تلاش کنید. منتظر نمانید تا حقتان را به شما بدهند. با همسرتان راه هایی را بیابید که زندگی زناشویی شما را شادتر کند.

هم به نیازهای خودتان و هم به نیازهای همسرتان توجه داشته باشید.

موضوع سومی که می تواند شما را افسرده کند

خشم داشتن

وقتی شما خشم دارید و عصبانی هستید نمی توانید همزمان ، شاد هم باشید. گرچه خشم ذاتا بد نیست اما خشم بیش از حد می تواند باعث به خطر افتادن سلامتی ، سختی های قانونی ، مشکلات در شغل و روابط شما بشود. هنگام عصبانیت بهتر است خونسردی تان را حفظ کنید . خشمگین شدن آشکار اشکالی ندارد . اما پرخاش شدید همیشه اشکال دارد.

 

 

 

با انجام توصیه های زیر می توانید خشمتان را بهتر مدیریت کنید و مانع از آن شوید که خشمتان سدی برای دستیابی به شادی تان شود.

  • خشم تان را بیشتر بروز دهید و کمتر خالی کنید. خالی کردن خشم یعنی اختیار و خونسردی خود را از دست دادن . بروز دادن خشم کاری است که وقتی انجام می دهید ، اجازه می دهید خشمتان نفس بکشد . هنگامی که درمورد احساس هایتان به روشی قابل قبول و مودبانه صحبت می کنید.
  • استرس تان را بهتر مدیریت کنید .همه چیز در زندگی فاجعه نیست . بیشتر چیزهایی که روزانه با آن ها مواجه می شوید ، مشکلات قابل کنترل هستند . بنابراین اگر چیزی خراب شد ، درستش کنید.
  • خشم های گذشته را رها کنید.  قانونی وجود  دارد  مبنی بر اینکه اگر لباسی را بیشتر از یک سال به تن نکرده اید، آن را دور بیندازید یا ببخشید. این قانون در مورد خشم های قدیمی هم صادق است .اگر هنوز از چیزی که در گذشته ی دور اتفاق افتاده خشمگین هستید ، راهی برای بخشیدن یا فراموش کردن پیدا کنید . خودتان را از بار گذشته رها کنید و آزادانه به احساسات امروزتان بپردازید.
  • به خشم تان اعتراف کنید. پانزده دقیقه در روز را صرف یادداشت کردن تمام احساسات منفی تان  کنید . این احساسات منفی شامل خشم ، رنجش ، ناراحتی می شود. چیزی را که می نویسید بخوانید. و سپس آن را دور بیندازید. این عمل ساده کمک می کند تا خشمتان به مدت طولانی ادامه پیدا نکند
  • ابراز وجود کنید . بی عرضه نباشید. اجازه ندهید دیگران با سلطه جویی و بی انصافی با شما رفتار کنند. از طرف دیگر به هر کسی که کاری انجام می دهد که شما دوست ندارید خصمانه حمله نکنید . حد وسطی برای خود در نظر بگیرید. موضعی که در آن بتوانید از خودتان دفاع کنید . بدون اینکه خشم را با خشم پاسخ دهید.

 

افسردگی

 

موضوع چهارمی  که می تواند شما را افسرده کند

آزردگی

آزردگی ، پس مانده ی خشم فروخورده و حل نشده است . آزردگی مثل لکه ای می ماند که وقتی فنجان قهوه تان را کامل تمام نکردید در ته فنجان به جا می ماند. آدم های آزرده انگار که از پشت عینک دودی به زندگی شان نگاه می کنند ، انتظار بدترین ها و حتی فاجعه را دارند . می توان گفت خشم های گذشته آنها ، سد راه شادی امروزشان است .

 

 

دوستان عزیز خشم یک احساس است . بنابراین تجربه ای است که محدودیت زمانی دارد. خشم می آید و می رود. بنا بر قوانین فیزیک غیر ممکن است که ما برای مدت طولانی عصبانی بمانیم. چیزی که هست ، احساس آزردگی است . که برای سال ها یا حتی تا آخر عمر باقی می ماند.

پس احساسات می آیند و می روند . اما آزردگی اگر شما این اجازه را بدهید ، می تواند برای همیشه باقی بماند.

یادتان باشد عصبانی شدن شاید همیشه ارادی نباشد ، اما رها کردن خشم یک انتخاب ارادی است . طبق تحقیقاتی که انجام شده است ، هفتاد درصد از مردم خشم خود را در کمتر از یک ساعت و نیم برطرف می کنند .

اگر خشم تان بیشتر از این مدت دوام آورد، به احتمال زیاد به آزردگی تبدیل می شود. پس وقتی که به آن سی دقیقه ی نهایی نزدیک می شوید ، نترسید از اینکه به خودتان بگویید : «وقتت تمام شد »

موضوع پنجمی  که می تواند شما را افسرده کند 

طمع

طمع داشتن می تواند سد راه شادی باشد . و در نتیجه منجر به افسردگی شما شود. شاید طمع بتواند رقابت به وجود بیاورد و برنده ها را از بازنده ها جدا کند و حتی منجر به ثروت شود . اما این برنده بودن شما می تواند در دیگران احساس بازندگی به وجود بیاورد.

ثروت خودش به تنهایی نمی تواند موجب شادی شود. شادی نتیجه ی همکاری است تا طمع داشتن. طمع فقط به معنی جاه طلبی نیست . طمع یعنی جاه طلبی زیادی از حد . سیری ناپذیری . مثل طلب کردن تکه کیکی که بزرگتر از تکه کیک بقیه باشد. طمع نام دیگری برای جاه طلبی ناشی از خود شیفتگی است . یعنی جایی که علایق شخصی شما بر علایق دیگران ارجحیت دارد.

جایی که احساس می کنید که این حق شماست که طماع باشید برای اینکه سهم بیشتری ببرید. چرا تعداد زیادی از مدیران شرکت ها با وجود دستمزدهای بالایشان سر از زندان ها در می آورند ؟ یکی از دلایل مهم حریص بودن آن هاست . پولهای میلیونی  که در سال به دست می آورند راضی شان نمی کند . آنها باز هم بیشتر و بیشتر می خواهند.

آنها احساس می کنند که این حق شان است که هر چقدر که می خواهند داشته باشند. اصلا هم برایشان مهم نیست که این کار تا چه حد به دیگران صدمه می زند یا حتی سازمانی که باعث ثروتمندی آنها شده به فنا می رود.

راستی حواسمان باشد که طمع فقط در پول در آوردن نیست . افرادی که نسبت به غذا حریصند در نهایت با وزن زیادشان در گیر می شوند. افرادی که نسبت به مواد مخدر طماع هستند در نهایت خودشان دچار دردسر می شوند.افرادی که نسبت به زمان حریصند ، برنامه زمانی روزانه شان پر است و قرارهای ملاقات فراوانی در زمان های بسیار کوتاه دارند.

افرادی که نسبت به ارتباطات اجتماعی حریصند ، تمایل دارند که فقط خودشان صحبت کنند بدون اینکه به دیگران اجازه دهند کلمه ای به زبان بیاورند.

تمرین : لطفا خوب فکر کنید ؛ شما نسبت به چه چیزی طماع هستید ؟ آیا این طمع شما را از دستیابی به شادی دور نگه می دارد؟

موضوع ششمی که می تواند شما را افسرده کند 

پرخاشگری

دو نوع رفتار پرخاشگرانه در میان انسان ها وجود دارد

خشم موفقیت محور

و

خشم ستیزه جو

خشم برای موفقیت میتواند به شادی منتهی شود ، اما خشم ستیزه جو قطعا به شادی منتهی نمی شود.

خصوصیات افرادی که خشم موفقیت محور دارند شامل :

  • رقابتی
  • محکم و مقتدر در دنبال کردن اهدافشان
  • سرسخت
  • مصمم
  • روراست و صریح در ارتباطات

افرادی که خشم ستیزه جو دارند :

  • تهاجمی
  • ناشکیبا
  • پرتوقع
  • جدی
  • قدرت طلب

پرخاشگری موفقیت محور اغلب باعث شادی می شود و از افسردگی جلوگیری می کند. شادی ای که نتیجه ی احساس موفقیت از به اتمام رساندن کاری خوب است . این نوع پرخاشگری چیزی به شما می دهد که به خاطرش خشنود باشید، همین طور دلیلی برای احساس سپاسگزاری که هر دو عوامل فعال در شادی خالص هستند.

از طرف دیگر پرخاشگری ستیزه جویانه به این معناست که شما دائما در حال مبارزه با هر چیزی و هر کسی هستید که سر راهتان قرار می گیرد. ستیزه جویی عبارت است از زور گفتن به مردم ، غالبا به عنوان وسیله ای برای دستیابی به هر آنچه حق خود در زندگی می پندارید.

پرخاشگری برای موفقیت شامل رقابت یا مبارزه برای چیزهایی است که برایتان مهمند ، در صورتی که پرخاشگری ستیزه جویانه همیشه مبارزه در برابر دنیا را به همراه دارد.

تمرین : لحظه ای را صرف تعمق و تامل در افکار  درونی خود کنید و به ویژگی های این دو نوع از پرخاشگری فکر کنید . از خودتان بپرسید و صادق باشید کدام یک از این خصوصیات بهتر شما را توصیف می کند ؟

آیا از ترکیبی از این دو نوع یا عمدتا یکی از آن ها هستید ؟ یا اصلا نوع دیگری از پرخاشگری دارید ؟ از کسی که شما را به خوبی می شناسد بخواهید که شما را در یکی از این دو دسته قرار دهد . شاید چیزی را درباره ی خودتان کشف کنید که قبلا نمی دانستید و شرو کنید به درک اینکه چرا شادی از شما فرار می کند و احساس غم و افسردگی میکنید.

 

افسرده شدن

موضوع هفتمی که می تواند شما را افسرده کند 

احساس غم و ناامیدی

ده ها میلیون نفر از مردم سراسر دنیا به دلیلی ساده ناتوان از تجربه ی شادی هستند . آنها احساس افسردگی می کنند چون غمگین و نا امید هستند. افسردگی به قدری متداول است که به عنوان سرماخوردگی بیماری روحی به آن اشاره می شود . وقتی از افسردگی رنج می برید ، فقط یک روز بد ندارید بلکه رشته ای از علائم بیماری را تجربه می کنید . از جمله

  • انرژی کم ، خواب الودگی ، بی حوصلگی
  • بی اشتهایی
  • اختلال در خواب
  • بی اختیار گریه کردن
  • تند مزاجی
  • خویشتن بینی منفی
  • احساس گناه
  • گرایش فکری به خودکشی
  • کم شدن میل جنسی
  • کناره گیری اجتماعی
  • از دست دادن شادی و احساس غم

که تداوم و شدت این علایم نشان دهنده ی میزان افسردگی شماست .

پایه و اساس افسردگی همان احساس غم و ناامیدی است . اما این احساس یک احساس ذاتی نیست که به صورت مادرزادی به شما رسیده باشد .

اگر مدام با خودتان حس غم داشته باشید به خاطر کوچک ترین مسائل پیش پا افتاده غمگین بشوید . غصه بخورید و نا امید باشید ، خودتان را برای افسردگی آماده کرده اید.

بهتر است که هر زمان احساس افسردگی و قبل از آن احساس ناشادی و غم کردید ، به خودتان و فکرهای تان و رفتارهای تان نگاهی بیندازید .

آیا در فکر فرو رفته اید ؟ آیا زانوی غم به بغل گرفته اید ؟ آیا هیچ کاری انجام نمی دهید ؟ آیا خودتان را بدبخت و درمانده می بینید ؟ خوب حالا وقتش رسیده که از جای تان بلند شوید.

این محصول را دیده اید 

کارهای عقب افتاده ی زیادی دارید درست است ؟ پس مشغول آنها شوید

خریدی از سر کوچه داشتید درست است ؟ پس بروید و انجامش دهید راستی برای بازگشت به خانه عجله نکنید کمی در محله یا پارک نزدیک خانه تان قدم بزنید بعد خریدتان را انجام دهید و به خانه بازگردید .

قرار بوده تلفنی به خواهر ، برادر ، مادر یا یک دوست بزنید خوب این کار را هم انجام بدهید .

می خواهم به شما بگویم با همین کارهای کوچک شما می توانید به راحتی احساس هایی مثل غم و افسردگی را از خود دور کنید و ذهنتان را به موضوع دیگری مشغول کنید.

موضوع هشتمی که می تواند شما را افسرده کند 

بی کسی

شما می توانید تنها باشید اما احساس افسردگی نکنید و شاد باشید . خصوصا اگر هدف و رسالتی در زندگی تان داشته باشید

( این مقاله را بخوانید )

اما بی کسی موضوع دیگری است .

بی کسی ، یعنی نداشتن ارتباط عاطفی با جهان اطراف . ممکن است در میان جمع زیادی از مردم احساس تنهایی بکنید . اما وقتی با خودتان هستید احساس بی کسی نکنید . شادی بیشتر وابسته به همبستگی است . داشتن پیوندهای اجتماعی معنا دار با خانواده ، دوستان ، جامعه می تواند از افسردگی جلوگیری کند و شما احساس شادی کنید.

در اینجا روش هایی که می توانید به وسیله ی آن ها ارتباطات تان را گسترش دهید و بی کسی را از خود دور کنید را برایتان می آورم .

  • در فعالیت های اجتماعی داوطلب شوید.

سعی کنید فعالیت هایی بیابید که با جدیت در آن ها با دیگر داوطلبان مشغول شوید ، مثلا در انجمن ها و خیریه ها

  • عضو ثابت یک رستوران یا کافی شاپ یا باشگاه ورزشی شوید .

شما می توانید در هر جایی چیزی بخورید یا قهوه بنوشیدیا ورزش کنید ، اما اگر یک مکان را بخشی از برنامه ی روزانه تان قرار دهید این احساس به شما دست می دهد که متعلق به آن مکان هستید و با دیگرانی که به این جاها رفت و آمد دارند آشنا و دوست می شوید.

  • در دوره های آموزشی (هنری ، مهارتهای زندگی یا فنی ) ثبت نام کنید

کلاس رفتن یکی از راه های عالی برای دوست یابی و یادگیری به طور همزمان است . خود من به شخصه دوستان بسیار خوبی در دوره های آموزشی یافته ام

  • در مراسم های مذهبی شرکت کنید و از مصاحبت و همنشینی با دیگران لذت ببرید.
موضوع نهمی که می تواند شما را افسرده کند 

کینه جویی

آیا شما از افرادی هستید که به (معامله ی به مثل ) معتقدند ؟ آیا زمانی که عصبانی می شوید ، این قبیل جملات را به زبان می آورید ؟

به سزای عملت می رسی

می دانم با تو چه کار کنم ؟

صبر کن ، نوبت تو هم می شود

اگر این طور است ، چه خوشتان بیاید ، چه خوشتان نیاید شما خصلت انتقام جویی دارید.

یعنی شما کینه جو هستید . یعنی اهل تلافی کردن هستید . ظاهرا کینه جویی به معنی خشم است و ابراز خشم به حالتی انتقام جویانه . اما کینه جویی در واقع به معنای صدمه و رنج است . افراد کینه جو فکر می کنند با آزار دادن کسی که سبب رنجش ( چه جسمی چه عاطفی ) آن ها شده تا حدی احساس بهتری خواهند داشت .

مشکل اینجاست که با این کار احساس بهتری نخواهند داشت.

اما بخشش تنها پادزهر کینه جویی است . یک زمانی باید به خودتان بگویید که من آن فرد را به خاطر صدمه ای که به من رساند می بخشم . کاری که او انجام داد اشتباه بود ، اما من او را می بخشم . کاری را که او کرد فراموش نمی کنم اما او را می بخشم.

تکرار این جملات بسیار اهمیت دارد . بنابراین به دفعات زیاد آن ها را با خودتان تکرار کنید تا جایی که رنجتان از بین برود.

 

کتاب راز زندگی شاد
کتاب راز زندگی شاد

برای تهیه ی فایل الکترونیکی کتاب راز زندگی شاد اینجا را کلیک کنید 

موضوع دهمی که می تواند شما را افسرده کند

مصرف مواد مخدر

بیماران ( یعنی افرادی که وابستگی به مواد مخدر دارند ) و حالا در حال استفاده از امکاناتی برای درمان خود هستند ، یک حقیقت بسیار اساسی را یاد می گیرند

این که الکل یا مواد اعتیاد آور نمی توانند جایگزینی برای شادی واقعی باشند. سرخوشی بیش از حدی که از مصرف مواد مخدر ناشی می شود بسیار آنی و زودگذر است . بیشتر توهم است تا واقعیت . مواد مخدر به شخص احساس رضایت ، آرامش و امنیت نمی دهد.

ضمن اینکه این مواد عواقب منفی هم دارند. خیلی ها الکل می نوشند یا به انواع مواد مخدر روی می آورند برای اینکه از ناشادی ها و افسردگی ها دوری کنند .

دوستان همراه

این ده موضوع ، مواردی بودند که  می توانند در احساس ناشادی و افزایش میزان افسردگی ما نقش داشته باشند . در مورد شاد بودن و سبک زندگی شاد در نوشته های آینده ، به امید خدا باز هم برای تان مطالبی به اشتراک می گذارم .

امیدوارم زندگی تان پر از لحظات قشنگ و رنگی باشه . خدانگهدار

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.